ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
103
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) فضل بن دكين از شريك ، از ليث ، از مجاهد نقل مىكند كه * آيهء إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً در حديبيه نازل شده است . فضل بن دكين از سفيان بن عيينة ، از ابن جريح ، از مجاهد نقل مىكند كه * إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً يعنى قضاوت و حكمى آشكار ، و پس از نزول اين آيه پيامبر ( ص ) قربانى كرد و سر تراشيد . هاشم بن قاسم كنانى از شعبه ، از قتاده نقل مىكند كه مىگفته است از انس بن مالك شنيدم كه * آيهء إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از حديبيه نازل شد . قبيصة بن عقبه از سفيان ثورى ، از داود ، از شعبى نقل مىكند كه مىگفته است * هجرت فاصلهء زمانى ميان حديبيه تا فتح مكّه است ، در عين حال كه خود حديبيه فتح است . يونس بن محمد مؤدّب از مجمّع بن يعقوب ، از قول پدرش ، از عمويش عبد الرحمن بن يزيد ، از مجمّع بن جاريه نقل مىكند كه مىگفته است * با رسول خدا ( ص ) حديبيه را شاهد بودم . و چون بازگرديديم ناگاه ديديم برخى از مردم شتران خود را از رفتن باز مىدارند و برخى از مردم از ديگران مىپرسند : چه پيش آمده است ؟ گفتند : به رسول خدا ( ص ) وحى مىشود . ما نيز شتران را آرام داشتيم و متوجه شديم رسول خدا ( ص ) در كراع الغميم توقف فرموده است ، و چون كسانى كه رسول خدا ( ص ) مىخواست جمع شوند ، جمع شدند اين آيات را تلاوت فرمود : إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً . گويد ، در اين هنگام مردى از اصحاب گفت : اى رسول خدا اين مژدهء فتح است ؟ فرمود : آرى ، سوگند به كسى كه جان محمد بر دست اوست كه فتح است . گويد ، پس از آن نيز غنايم خيبر ميان شركت كنندگان در حديبيه به هيجده سهم بخش شد . و شمار لشكريان هزار و پانصد تن بود از آن جمله سيصد سوار ، و براى سوار دو سهم مىنهادند . مالك بن اسماعيل از زهير ، از ابو اسحاق نقل مىكند كه براء مىگفته است * مردم فتح مكه را « فتح » مىنامند و ما روز حديبيه و بيعت رضوان را . علىّ بن محمد از جويرية بن اسماء ، از نافع نقل مىكند كه مىگفته است * از حديبيه چند سال گذشته بود و گروهى از اصحاب به آهنگ مكه بيرون آمدند و كسى درخت را نشناخت و در آن مورد اختلاف كردند و ابن عمر مىگفته است آن درخت همان روز